در این بودنِ بی تو که نگاهم باقیست
شود یار صدایم؛ که نَه، آهی باقیست
نکن بر دل من شرم که جانم کافیست
بَرِ خَنجر نایَت که سراسر جاریست
بزن چوب زمان را به تنم چون خالیست
هرآندم که تنم بی تو حیاتش باقیست
نگاهم کن از این حَربه که بر من راهیست
همان رَه که در آن رَه به تُرکِستانیست
صدا می زندم سوی نگاهت شب ها
همان اشک روان بر قفس پولک ها
نشاید که کنم عزم وصالت تنها
نجابت کنم این شب چو دگرسان شب ها
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music