جوونی رفت و ما خیری ندیدیم به
جز حسرت به این دنیا رسیدیم مثل
یک قایق شکسته به ساحل امید ندیدیم
بهار عمر ما سر شد چه آسون!
تمام آرزوهامون شد مدفون تو این غربت
بی حد و مرزت شدم تنهای تنها
زیر بارون چه زود از دست ما
کوچید این عمر به پای غصه ها
پوسید این عمر کسی از حال زار
ما نپرسید کجای غصه ها خوابید این
عمر نشست کرده پیری روی موهام دیگه
نایی ندارن این نفس هام لب ساحل
غریب و بی قرارم به پایان میرسم
پاییز دنیام برو بارون که امشب بی
قرارم به جز اندوه و غم یاری
ندارم چنان لبریزم از سنگینی درد که
دیگر طاقتی در دل ندارم حواست هست
باران خسته ام من
جوونی رفت و ما خیری ندیدیم به جز حسرت
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music