دلم ابریست و میدانم که این باران نمیاید
تو رفتی و خانه را بعد از تو یک مهمان نمیاید
چراغی نیمه جانم در گذرگاه زمستانی
که میسوزد ولی کج سوی این ویران نمیاید
دلم ابریست و میداند که این باران نمیاید
به هر در میزنم هر کوچه رو صدبار میگردم
صدایی از تو در این شهر سرگردان نمیاید
به امید تو کشتی ساختم در خشکسالی ها
چه سودی از نوح بودن چون دگر طوفان نمیاید
میان ما نه دیواری نه دریایی نه کوهی هست
فقط یک گام دگر مانده آن آسان نمیاید
به خود گفتم فراموشت کنم دیدم نشد دیدم
که درد عشق رو جز دیدنت درمان نمیاید
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music