مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی
در آن زمان که جهان خالی از وصال شود
کسی به پشت در آید که از قرار تویی
بودهام ز ازلها پی کویت مستم به ابد از می مویت
از خود همه را با تو بگفتم حالم تو بگو راز مگویم
راز مگویت
جهانیان همه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همه دشمن چو دوستدار تویی
دلم صراحی لبریز آرزومندیست
ستارهای که بخندد به شام تار تویی
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music