از بد حادثه با غمت گلاویز شدم
اول فصل بهار یک شبه پاییز شدم
بی تو اوار شدم در خود شکستم
چشم به راهت زیر باران نشستم
بر سر عهد قدیمم با تو هستم
ای یار جگر سوز قشنگم تو کجایی کجایی کجایی
قصه به سر امده باز هم نمی ایی کجایی کجایی
من پلک نزنم تا تو دمی رو بنمایی
بی تو دست من پر از خالیست
در دلم امید به فردا نیست
بی تو میخندم به این تقدیر
در دلت برای من جا نیست
تو کجای ماجرا هستی
راه اشتی را به من بستی
تو گرفتی هر چه داشتم را
همه داراییم هستی
ای یار جگر سوز قشنگم تو کجایی کجایی کجایی
قصه به سر امده باز هم نمی ایی کجایی کجایی
من پلک نزنم تا تو دمی رو بنمایی
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music