از اون شبا که تا سحر
بگیره بارون بزنه
بشینه زیر پای ما
به این خیابون بزنه
از اون شبا که ماهشو
ی دستیه سیاهشو
از اون صدای خسته ای
که بسته بغض راهشو
کجا برم که بعد تو
ستاره رو سرم بیاد
شفاعتم رو میکنه
که قبل مردنم بیاد
همین شکسته ادمو
تو زیر پر گرفتی و
رسیده بود اخرام
دوباره سر گرفتی و
بخوابم از شبی که تو کنار من نبودی و
که قار کهف من شده همین ی شهر دودی و
رسیده بودم به کسی که از خدا جدا نبود
همیشه فکر میکنم اگر خودش خدا نبود
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music