در صبح پر از خالی خو کرده به تکرار
در ظهر کسالت زده ی خیره به دیوار
بر تنگ غروب به غم آلوده ی بیمار
در هر شب بی حوصله که میشود آوار
کویار کویار
کویار که بیدار کند خواب و خیالم
با شوق پریدن بتپد در پر و بالم
در ترس شکستن بدهد دست به دستم
بر دلهوره تکرار کند باش که هستم
کویار کویار
کویار که بیدار کند خواب و خیالم
با شوق پریدن بتپد در پر و بالم
در ترس شکستن بدهد دست به دستم
بر دلهوره تکرار کند باش که هستم
کو یار که در خلوت من خاطره باشد
کو یار که تاریک مرا ماه بپاشد
در فرصت آغوش مرا گرم بگیرد
با زندگیش دغدغه مرگ بمیرد
کویار کویار
کویار که بیدار کند خواب و خیالم
با شوق پریدن بتپد در پر و بالم
در ترس شکستن بدهد دست به دستم
بر دلهوره تکرار کند باش که هستم
کویار کویار
کویار که بیدار کند خواب و خیالم
با شوق پریدن بتپد در پر و بالم
در ترس شکستن بدهد دست به دستم
بر دلهوره تکرار کند باش که هستم
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music