رفته ام که در این شهر
نبینی اثرم را
لبهای ترک خورده و
چشمان ترم را
رفته ام که در این شهر
نبینی اثرم را
لبهای ترک خورده و
چشمان ترم را
حاجت به رها کردنم
از کنج قفس نیست
ای پنجه ی تقدیر
مچین بالو پرم را
ای پنجه ی تقدیر
مچین بالو پرم را
تنها شدمو آنقدر
که انگار نه انگار
آیینه آراسته ام
بالو پرم را
حالا که سرم نیست
به زانوی تو ای کاش
با تیغ تو بر سینه
گذارم سرم را
با تیغ تو بر سینه
گذارم سرم را
من ماهی دریایمو
دلتنگم از این تنگ
هی مرگ به تعویق میفکن
سفرم را
هی مرگ به تعویق میفکن
سفرم را
هی مرگ به تعویق میفکن
سفرم را
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music