شکستن خیلی آسونه وقتی با یه نگاه سرد
وقتی با یه کلام تلخ با یه حسرت به شکل درد
میون دستای سردت شکستم مثل یه شیشه
گل باغ دلت بودم سوزوندی من و از ریشه
جواب تو سکوت بود و چه ساده این دل و روندی
تو که بردی من واز یاد بگو کی و جام نشوندی
دیدی چشای خیسمو گذشتی تو چقدر ساده
تو شونه خالی کردی و نگو که حق من بوده
با چشمات سایه بون ساختم واسه ی این تن خسته
شدی آوار و پاشیدی موندم پشت در بسته
هنوزم با تن زخمی نرفته یادت از هوشم
خود تو باعثش بودی ولی کردی فراموشم