گیسوی افشان شدهی تو
به سرنوشت من گره خورد
تو آمدی و بودنت هر غصه را از خاطرم برد
کمان ابرویت دلم را
هدف گرفت و عاشقم کرد
تمام خاطرات خوش را دیدنت یاد من آورد
آرامش دستان گرمت
امنیت شبهای من شد
هر جا که آمد حس غربت
آغوش تو مثل وطن شد
تو میتوانی عاشقت را
به سمت و سویت بکشانی
تو میتوانی حرف من را
از چشم های من بخوانی
آنقدر نزدیکی که ای عشق
نفس کشیدم از هوایت
من راضی ام به اینکه آخر
سهمم شدی در این حکایت
آنقدر نزدیکی که ای عشق
هیچ علتی برای غم نیست
در آسمان هر شب من
با بودنت ستاره کم نیست
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music