شخصی مهمان پادشاهی بود چون به طعام بنشستند
کمتر از آن خورد که ارادت او بود
و چون به نماز برخاستند بیش از آن کرد که عادت او
تا ظنّ صلاحیت در حق او زیادت کنند
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
کین ره که تو میروی به ترکستان است
گفت در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید،
گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید
تا چه خواهی خریدن ای معذور
روز درماندگی به سیم دغل
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music