Close
    >        >    Mohammadreza Oshrieh    >    Story 2
Mohammadreza Oshrieh - Story 2
  • Lyrics
تو پنهونم میکردی که بقیه نپرن
من پنهونت کرده بودم که ازم ندزدنت
میدونی؟ فرق داشتیم
فعلا سرش شلوغه نباید مزاحم بشم
پیش دل ضعیفم باید مقاوم بشم
کم کم به شهر غم باید که عازم‌ بشم
فعلا سرش شلوغه جواب زنگ نمیده پیش اون
کاریش نداشته باش شاید معذبه پیش اون
لباشو میزاره رو ته ریش اون
یه روزی میاد که بهت ثابت میشه من مثل بقیه نبودم
اما اون روز تو برام مثل بقیه ای‌‌‌
عیب نداره صبر کن یه چند روزه دیگه پیام میده که کات کردم باهاش
عیب نداره صبر کن میاد میگه که هرزه بود و نتونستم بمونم باهاش
میگی مردا مثل همن
دوست معمولیم بودی اما زندگیم شدی امان از همین دوستای معمولی
گفتم عاشقم نشو وابستم نشو دل خودم که رفت بدجوری
کاملا یهویی عاشقت شدم
سابقه نداره که بیشتر از چند روز بمونه با کسی
طول کشیده اینبار امون از غم بی کسی
مطمئنم بهم میزنه
آهنگام پلی میشد توو کافه
پز میداد به دوستاش همیشه
صوتیشو گوش میدین کجای کارین
زندشو برام میخوند همیشه
استوری میزاره با آهنگ من با عکس اون
بدجوری میباره چشای من بر عکس اون
یاد اون روزا بخیر میگفتی یکی یه دونه ی کی بودی تو آخه
یاد اون روزا بخیر میگفتی دیوونه ی کی بودی تو آخه
عیب نداره صبر کن پیام میده که آهنگ جدیدت عالی بود
رفته بودم شمال نبودی که بخونی واسم جات خالی بود
خواننده ی اختصاصیش بودم
قدر موهای سفیدتونو بدونید
فقط اونا یادشونه که کجاها چی بهتون گذشته
حقیقت ما آدم اینه که اول عاشق میشیم بعد همدیگرو میشناسیم

There is no comment yet ...

Online Play Code For Weblogs

Copyright © 2007 - 2017
Designed And Developed By Eltanin.ir