Close
    >        >    Evan Band    >    Zibaye Man

Evan Band

Zibaye Man

Evan Band - Zibaye Man
  • Lyrics
جانم به لب آمد عجب صبری تو داری من که مردم
پیراهنم را پاره کن من بویی از یوسف نبرده ام
امشب کلید خانه را دیوانه را دستت سپردم
جانم به لب آمد عجب صبری تو داری وقت دیدار
کو شانه ات دیوانه ات مانده میان بغض و رگبار
چون آخرش عاشق سرش یک شانه میخواهد نه دیوار
تو ماه پیشانی چرا در آسمانم نیستی وای
ای ماه پیشانی بگو در آسمان کیستی وای
تو هم ز خویش هم رانده ای هم در گلویم مانده ای وای
هر روز مردم پای تو یک روز خاطرخواه من باش
هی وای من زیبای من بجای من باشی تو ای کاش
جانم به لب آمد عجب میلی به این دوری دلت داشت
پیراهنم را پاره کن هم جان رسد دست تو هم دل
من پای تو جان دادمو از تو فقط دل خواستم دل
من پای تو جان دادمو از تو فقط دل خواستم دل
تو ماه پیشانی چرا در آسمانم نیستی وای
ای ماه پیشانی بگو در آسمان کیستی وای
تو هم ز خویش هم رانده ای هم در گلویم مانده ای وای
هر روز مردم پای تو یک روز خاطرخواه من باش
هی وای من زیبای من بجای من باشی تو ای کاش
جانم به لب آمد عجب میلی به این دوری دلت داشت

There is no comment yet ...

Online Play Code For Weblogs
Open in aloonak app

Copyright © 2007 - 2017
Designed And Developed By Eltanin.ir