خاطرت آید که آن شب از جنگلها گذشتیم
بر تن سرد درختان یادگاری نوشتیم
با من اندوه جدایی نمیدانی چه ها کرد
نفرین به دست سرنوشت، تو را از من جدا کرد
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین نگاهم مات و سرد است
ای دلت دریاچه نور، گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر هرجا بی من نشستی
بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته
بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته
بی تو ای دنیای شادی دلم دریای درد است
چون کبوترهای غمگین نگاهم مات و سرد است
ای دلت دریاچه نور، گر دلم را شکستی
خاطراتم را به یاد آر هرجا بی من نشستی
هر جا بی من نشستی
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music