هفت سینم برق سیل و شده عیدم سیلاب
دیر آمد مدد و از سر من بگذشت آب
شهر من مانده و سیل و غم و سر گردانی
رویه دروازه ی آن نیست دگر قرآنی
شهر من نیل شدی یا که ونیزی در آب
هر طرف مینگری جسم عزیزی غرق آب
آب گفتن که سر چشمه ی آبادانیست
آب در شهر من اما سبب ویرانیست
کشتی نوح شدم خواب ندارم وطنم
غرق در آبی و من تاب ندارم وطنم
کاش برخواسته از خواب خبردار شویم
وقت آن است که مردم همه بیدار شویم
آب برداشت کل وطنم را چکنم
لبه در این همه بحران شدنم را چکنم
شهر من مانده و سیل و غم و سرگردانی
عید بر ما شده ای از پی این ویرانی
کشتی نوح شدم خواب ندارم وطنم
غرق در آبی و معیوب تاب ندارم وطنم
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music