صیادی ضعیف را ماهی قوی بدام اندر افتاد.
طاقت حفظ آن نداشت
ماهی برو غالب آمد و دام از دستش درربود و برفت
شد غلامی که آب جوی آرد
جوی آب آمد و غلام ببرد
دام هــر بار ماهی آوردی
ماهی این بار رفت و دام ببرد
دیگر صیادان دریغ خوردند و ملامتش کردند
که چنین صیدی در دامت افتاد و ندانستی نگاه داشتن.
گفت: ای برادران چه توان کردن
مرا روزی نبود و ماهی را همچنان روزی مانده بود.
صیاد بی روزی در دجله نگیرد
و ماهی بی اجل، بر خشک نمیرد
There is no comment yet ...
Copyright © 2007 - 2026
The best Persian and Iranian music