Close
    >        >    Babak Jahanbakhsh    >    Azab
Babak Jahanbakhsh – Azab
  • Lyrics
باید حرف بزنیم باهم
زمان داره هدر میره
نگو باشه برای بعد
همین الانشم دیره
من از امروز می ترسم
از اینکه انقدر سردیم
باید حرف بزنیم باهم
باید این راهو برگردیم
فضای خونه بی روحه
من و تو هستیم و نیستیم
فقط گاهی برای یه عکس
پیش همدیگه می ایستیم
ببین جوری سکوت کردی
که وقتی هستی تنهاشم
خودت باعث شدی هرشب
تو آغوش یه درد باشم
واسه این دردی که دارم
بجز تو هیچ چی تسکین نیست
تو هم دردی و هم مرهم
عذابی بیشتر از این نیست
عذاب بالاتر از اینکه
عذاب سهم هرسالم
روزا بغض و شبا هق هق
تماشایی شده حالم
سکوت کردی و این یعنی
میدونی که گناه کاری
تو این حسرتی که داره
منو میکشه دست داری
سکوت کردی و این یعنی
از این درد بی خبر نیستی
سکوت کردی و این یعنی
پای این دوری نیستی
واسه این دردی که دارم
بجز تو هیچ چی تسکین نیست
تو هم دردی و هم مرهم
عذابی بیشتر از این نیست
عذاب بالاتر از اینکه
عذاب سهم هرسالم
روزا بغض و شبا هق هق
تماشایی شده حالم

There is no comment yet ...

Online Play Code For Weblogs

Copyright © 2007 - 2017
Designed And Developed By Tarrahesite.com