Close
    >        >    Alireza Talischi & Hamidreza    >    Toun
Alireza Talischi & Hamidreza – Toun
  • Lyrics
تیریپ گریه برندار
چله ی روزگار منم
با همه ی گندگیام
اشک یخی تو میشکنم
چه طور واسه ولگردیات
به درد میخوردم نازنین
حالا که نوبتم شده
هیچی نگو بشین بمیر
تاوون بی معرفتی
تو تا وقتی بودی
بودم این دل و پس بده
حالا که رفتی من تاوون بدم
آخه روتو کم کن نم پس بده
چه طور وقت درد و دل سنگ صبور
این دل منه که میخوای باهاش حرف بزنی
ولی تا یک دفعه دلم چیزی میخواد
میری میشینی یک گوشه ماتم میزنی
تو که سیصد و شصت و پنچ روز سال
سیصد و شصت و چهار روزشو در به دری
برو چترتو سر یکی دیگه باز کن
دیگه حوصله ی منو داری سر میبری
اون که جا زدش خودشو مثل ماهی
بعد رفت و واسم شد قد کوسه
پاشو از این در نذاشته بود بیرون
بر میگرده دستمو می بوسه
یک مشت ارازل ادعا
آخ که چقدره رو داری
تو خوشی هام شریک من
تو غم هام تنهام میذاری
مسلکتون منت کشی
تا وقتی جیبمون پره
گول نگاتونو دیگه
چشمای من نمیخوره

There is no comment yet ...

Online Play Code For Weblogs

Copyright © 2007 - 2017
Designed And Developed By Tarrahesite.com